free page hit counter
در حال بارگذاری وب سات شکیبا باشید

اصول تولید محتوا از دید یک ژورنالیست

اصول تولید محتوا از دید یک ژورنالیست 1


اصول تولید محتوا از دید یک ژورنالیست : طبق تعاریفی که از یک روزنامه نگار یا ژورنالیست می شود ، وی فردیست که مسئول گردآوری ، ساماندهی و انتقال اخبار از طریق رسانه های ارتباط جمعی که امروزه اینترنت یکی از اصلی ترین بسترهای تحقق آن است ، می باشد . در همین راستا در دو مقاله قبلی ( قسمت های اول و دوم ۱۰مهارت در روزنامه نگاری که هر تولیدکننده محتوا به آن نیاز دارد) گفتیم که این افراد با توجه به سرعت بالای جریان اطلاعات در حوزه کاریشان ، دارای صفاتی هستند که در ایشان نهادینه شده و ما به عنوان وبلاگ نویس یا افرادی که برای وبسایت خود دست به تولید محتوا می زنند ، می توانیم آن ها را فرا گرفته و در راه بهبود جایگاه فعلی تارنمای خود استفاده کنیم .

اصول تولید محتوا از دید یک ژورنالیست

به طور خلاصه طرح شش سوال اصلی و یافتن پاسخ آن ها ، اعتبار و آوازه ، شفافیت و تعادل در کلام ، سرفصل هایی بود که تا اینجای کار به آن ها پرداخته ایم . اینک قصد داریم تا با بررسی سه مورد دیگر در اصول تولید محتوا از دید یک ژورنالیست ، اندکی به حال و هوای کاری روزنامه نگاران و رمز موفقیتشان نزدیکتر شویم .

 

۵– شناخت مخاطب

شناخت مخاطب

محتوا بدون مورد خطاب دادن قشر خاصی از جامعه و عدم تعیین مخطابین مشخصی عملاً نوشته یا رسانه ای بی فایده است ، به همین دلیل است که روزنامه نگاران و به ویژه آن دسته از این افراد که به صورت تخصصی در موررد حیطه یا رشته خاصی مطلب می نویسند ، همواره به ذات و سلیقه خوانندگان خود توجه می کنند .

اینکه بتوانیم کلمات کلیدی محبوب حوزه کاری خود را به منظور بهینه سازی سایت و ارتقاء جایگاه آن در نتایج گوگل بیابیم امر دشواری نیست ، چرا که علاوه بر عبارات مرتبطی که خود گوگل ارائه می دهد ، ده ها وبسایت و نرم افزار دیگر نیز وجود دارند که به صورت طبقه بندی شده این اطلاعات را در اختیارمان قرار دهند ؛ آنچه که در اینجا مهم بوده و باید مورد توجهی ویژه قرار گیرد شناسایی افرادی هست که برای آن ها به تولید محتوا دست می زنید ، مرحله ای که چنانچه نادیده گرفته شود باعث تضییع همه تلاش هایتان خواهد شد .

در همین رابطه که می توان آن را به نویسندگان اینترنتی و تولیدکنندگان محتوای سئو نیز تعمیم داد ، روزنامه نگاری خوب است که مخاطبین خود را شناخته و هرچه در این شناخت ، فهمیدن سوالات و مشکلات ایشان ، دغدغه های آن ها و همچنین ارائه راه حل به آن ها به زبانی قابل قبول برای این افراد پیشروی بیشتری داشته باشد ، نتیجه بهتری نیز خواهد یافت . چنانچه شما هم علاقه دارید که پا جای پای این افراد خبره بگذارید ، باید بدانید که آن ها چگونه مخاطبین خود را شناخته و با آن ها تبادل اطلاعات می کنند . بدون شک مصاحبه یا درد و دل کردن با همه کسانی که در این راه شبهه ای دارند منطقی و عملی نیست ، پس برای دانستن کلیات خواسته آن ها بهتر است که سوالاتشان را طبقه بندی کرده و سپس به بررسی آن ها بپردازید . یکی از راه هایی که نویسندگان انگلیسی زبان برای یافتن خوراک خبری خود استفاده می کنند مراجعه به سایت هایی نظیر Reddit یا  Quora می باشد که این افراد را به دریایی از سوالاتی که هرکدام از آن ها پتانسیل تبدیل شدن به یک مقاله جداگانه را دارند می رساند ، با این حال به دلیل اینکه این سامانه ها در ایران آن طور که باید و شاید شناخته نشده و نسخه های وطنی آن نیز هنوز میان عموم مردم جا نیافتاده اند ، پس بهتر است با مراجعه به کامنت هایی که مخاطبین پای پست های وبگاهتان – و یا تارنمای دیگری با خط مشئ مشابه شما – قرار می دهند ، دستمایه نگارش مقاله مخاطب پسند و گیرایی را به دست آورید .

 

۶-داستان سرایی ضروریست!

داستان سرایی ضروریست!

زمانی که در خصوص داستان سرایی یا حکایت گویی سخنی به میان می آید ، بسیاری از ما به یاد رمانی مهیج یا سریالی تلوزیونی می افتیم که در نهایت قصد بیان مطلبی در ورای داستان های جنایی یا طنز دارند ، اما حقیقت ماجرا اینجاست که قصه ها فقط به منظور سرگرم کردن انسان زاده نشده و توانایی قدم گذاشتن در هر حیطه – حتی تبلیغات – را دارند .

این در حالیست که داستان سرایی حتی امری جدید در زندگی انسان هم نبوده و آثار این پدیده را می توان در غار نوشته های دوره پارینه ‌سنگی با محوریت داستان هایی حول شکار که قریب به ۴۰٫۰۰۰ سال پیش جریان داشته است هم ببینیم . اینکه جامعه تشنه داستان شنیدن است را به عنوان یک اصل در نظر بگیرید ، حال با توجه به آن به خلق داستانی بپردازید که به مخاطب اطلاعات دست اول و مفیدی داده و امکان انتخاب یک راه حل از میان متغیرهای متعدد که ممکن است در یک بلاگ ، پاسخ به سوالات فرد دیگری در تارنمایی ثالث یا یک شبکه اجتماعی خودنمایی کند را برای وی فراهم آورد .

روزنامه نگاران همه روزه و به طرق مختلف داستان سرایی می کنند ، پس از آن ها تقلید کنید و در راستای بهبود سئو  یا دیجیتال مارکتینگ خود ، شما نیز برای حرفه خود داستانی بسازید و نهایتاً با کمک روش های خوب و اثبات شده خلق یک حکایت ، رخ و نوایی تازه به کسب و کارتان ببخشید .

 

۷– مهلت انجام کار را فراموش نکنید !

 

مهلت انجام کار را فراموش نکنید

برای ورود به این بخش از مباحث اصول تولید محتوا از دید یک ژورنالیست ، تنها کافیست روزنامه نگاری را در نظر بگیرید که قرار است مطلبی برای چاپ فردا آماده کند ، در حالی که ممکن است این واقعه همین امروز اتفاق افتاده باشد ؛ در نتیجه توجه به ” دِد لاین ” یا پایان مهلت انجام کار با پوست و خونشان عجین شده و به خوبی آموخته اند که باید با شفاف و خالی نگه داشتن ذهن خود و تمرکز بر روی یک موضوع ، در حداقل زمان بیشترین کیفیت و بهره وری را خلق نمایند .  شما این مهارت غیر فرّار را یکبار آموخته و در آن ماهر می شوید ، اما ارزشی بی پایان و سودی نامتناهی از قِبَل آن به دست می آورید . تعیین خط پایانی مشخص برای پروژه های مختلف سبب می شود تا با توجه به اینکه چه کاری را در چه زمانی باید به اتمام برسانید ، همه تلاش خود را به کار بسته و با جمع کردن این پرونده در رأس زمان مقرر ، موفقیت نهایی آن و رسیدگی به سایر امور را نیز بیمه کنید .

یکی از روش هایی که در ایران برای بچه های کنکوری و افرادی که سابقه شرکت در این آزمون را دارند آشناست و می توانند از آن در شاخه های دیگری از زندگی نیز استفاده کنند ، تکنیک « زمان های نقصانی » است . در این تکنیک ، به فرد آموزش داده می شود که اگر مثلاً برای هر سوال ۱٫۵ دقیقه فرصت مطالعه و پاسخگویی موجود است ، وی این کار را تنها در ۱ دقیقه انجام داده و چنانچه از این ۱ دقیقه عبور کرد – با اینکه عملاً ۳۰ ثانیه دیگر هم وقت دارد – این سوال را رها کرده و به سراغ بعدی برود . این کار سبب می شود تا با تعریف یک خط پایان فرضی برای خود ، در انتها به اندازه همه ۳۰ ثانیه ها وقت اضافه آورده و بتواند از اول سوالات بی پاسخ را بررسی نماید ، کاری که حداقل سود آن اطمینان از پاسخ دهی به همه سوالات ساده و آسان می باشد .

حال ارتباط این روش با اصول تولید محتوا از دید یک ژورنالیست در چیست ! همه اموری که به ما سپرده می شوند – مثلاً نگارش چندین مقاله – دارای زمان تحویل مشخصی می باشند ، لذا با توجه به فعل و انفعالات فوق ، می توانیم با تعریف یک نقطه پایان «نرم» یا غیرواقعی ، خود را ملزم کنیم که کار را پیش از آن به اتمام برسانیم . اگرچه همواره ته قلب ، ذهن و ناخودآگاه ما به آن زمان اصلی نیم نگاهی دارد ، اما این کار سبب می شود تا با مجاب کردن خود برای اتمام این عملیات در زمان معلوم ، وقتی اضافه نیز برای بازبینی و رفع اشکالات احتمالی آن داشته باشیم و یا در برابر امور ناخواسته و پیش بینی نشده ، برنامه ریزی مشخصمان به هم نخورد .



منبع مقاله ارائه شده

Share:

مایل به ثبت دیدگاه هستید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین دیدگاه‌ها

    شمارنده

    • 5,845
    • 12,626
    • 170,772
    • 171,282
    • 1
    • 1,537
    • 352
    • ۲۴ شهریور ۱۳۹۸

    آخرین دیدگاه‌ها